تبليغاتX
نیلوفر..و..تنهایی..و...یک آسمان فاصله
...بیا باهم غزل بخوانیم...دلتنگ شویم...و...
 

 

امشب نه می خوام شعر بنویسم و نه تراوشات فکریم رو !!!

فقط میخوام فریاد بزنم و بگم من چقدر خوشبختم...........

و یگانه معبودم رو، بابت دنیا دنیا احساس تعلق و شادی ای که تقدیمم کرده،  سپاس بگم....

 

 

 

|+| عبوری از ذهن مریم در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387  |
 

 

پر کن پیاله را.......

کاین جام آتشین،

دیریست ره به حال خرابم نمی برد...

این جام ها که از پس هم می شود تهی،

دریای آتش است که ریزم به کام خویش......

ګرداب می رباید و آبم نمی برد...

............

در راه زندګی

با این همه تلاش و تمنا و تشنګی...

با اینکه ناله می کشم از دل،که... آب....آب.....

دیګر فریب هم به سرابم نمی برد.........

پر کن پیاله را.....

 

 

 

|+| عبوری از ذهن مریم در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387  |
 

 

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم،

میتوانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دست های تو توانایی آن را دارد؛

که مرا؛

زندگانی بخشد...

چشم های تو به من آرامش می بخشد

وتو چون مصرع شعری زیبا،

سطر برجسته ای از زندگی من هستی....

 

این شعر رو نوشتم چون بهم قدرت و انرژی میده که سخت تر تلاش کنم.

شنبه پیش 14/2 تولم بود ! 24 سالم تمام شد!!!! از 63 تا 87.....یه عمره!!!

و من حتی فرصت نکردم تو وبم به خودم تبریک  بگم!!!

 

امروز از محل کارم  بیرون را تماشا میکردم،ناگهان یاد سال قبل افتادم....

و فکر کردم به چه سادگی زندگی ما انسانها  متحول میشه....

و از ته دل خدارو سپاس و سپاس گفتم که.....

من امسال 10سال بزرگتر شدم وبیش ازاین، در زندگیم پیشرفت کردم،

چه از لحاظ درسی،چه کاری،چه منطقی و عقلی،چه از لحاظ

 زاویه دیدم نسبت به دنیا(مثل سابق optimistic)و......

خوشحالم و مثل همیشه " اینو به فال نیک می گیرم"!!!!!!

چقدر درد و دل داشتما..!!

 

باید به عزیزانی که پیشنهاد تبادل لینک کردن بگم من موافقم ،فقط کمی وقت نکردم...

در اولین فرصت، حتما ً؛خوشحال میشم .

 

 

 

 

 

 

|+| عبوری از ذهن مریم در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387  |
 

 

 

 

کلماتم را

در جستجوی سحر می شویم

لحظه هایم را

در روشنی بارانها....

تا برای تو شعری بسرایم روشن.....

تا که بی دغدغه

بی ابهام...

سخنانم را در حضور باد

-این سالک دشت و هامون-

با تو بی پرده بگویم

که تو را

دوست می دارم تا مرز جنون...

 

با تمام مشغله درسی و کاری هنوبا پررویی تمام زندگی را به مبارزه می طلبم و هنوز در مقابلش ایستاده گی می کنم....!!!امتحان کنید لذت بخشه !!!!

 

 

 

 

|+| عبوری از ذهن مریم در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387  |
 
 
بالا
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com